مصاحبه اختصاصی بناب پرس با مسعود شرقی معلم دلسوز و پیشکسوت شهرستان بناب

مصاحبه اختصاصی بناب پرس با مسعود شرقی معلم دلسوز و پیشکسوت شهرستان بناب

بمناسبت فرارسیدن سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز بزرگداشت مقام معلم، خدمت یکی از معلمان شهرمان رسیدیم تا گفتگویی داشته باشیم.

مختصری از این گفتگو جهت استحضار مخاطبین ارجمند بشرح ذیل ارائه می گردد:
بناب پرس: با سلام و عرض تبریک فرارسیدن سالروز بزرگداشت مقام معلم لطفاً خودتان را معرفی کنید و مختصری از زندگینامه و دوران تحصیلات بیان بفرمایید؟
من مسعود شرقی ساکن شهرستان بناب تحصیلات خود را از ابتدایی تا دیپلم در بناب سپری کرده و سال ۱۳۳۸ وارد دانشسرای مقدماتی تبریز شدم و پس از دو سال فارغ التحصیل شده و از مراغه استخدام و محل خدمتم ملکان تعیین گردید. برحسب تغییرات در سطح مدرک تحصیلی لازم دیدم مجدداً تحصیلات خود را ادامه دهم، در نتیجه موفق به اخذ دیپلم ادبی شدم. همانسال در دانشگاه تهران بعنوان رزرو قبول شده ولی نرفتم.
سال بعد برای ادامه تحصیل شرکت کرده و در رشته زبان انگلیسی نفر ۲۷ ام قبول شدم و در نتیجه ۳/۵ سال فارغ التحصیل شده و با توجه به اینکه به تبریز منتقل شده بودم، مجدداً درخواست انتقال به بناب کردم ولی از طرف کارگزینی وقت استان موافقت نشد به این دلیل که بناب توان تحمل تو را ندارد. بالاخره با اسرار بشرط ۱۸ ساعت تدریس در هفته در مراغه و ۱۸ ساعت در بناب با انتقال من به بناب موافقت شد.
با توجه به اینکه فردی مرتب، منظم و مؤدب بودم، همیشه سعی می کردند مرا به کارهای مدیریتی بگمارند، در نهایت معاونت دبیرستان پهلوی را قبول کردم، سپس از شهرداری بناب برای سمت شهردار دعوت شدم و چون آن زمان رئیس انجمن وقت بناب در برخی کارهای عمومی شهرداری دخالت می کرد و من نیز دیدم که در نهایت باید من جوابگوی اقدامات و دخالت های رئیس انجمن را پس بدهم، استعفا دادم و باز به شغل مقدس معلمی بازگشتم.

۳۷ سال خدمت صادقانه که در طول آن ۳۷ دقیقه غفلت یا غیبت نداشتم، به عناوین مختلف سعی کرده ام آمار تحصیل کرده در بناب بالا باشد و فرزندان خود را نیز به آن وادار کرده ام.
تعداد فرزندانم ۳ دختر و دو پسر است که یکی از پسرانم مهندس هم بود در اثر سانحه تصادف فوت کرد. دخترانم یکی دارای فوق لیسانس هواشناسی در تهران است، دومی لیسانس گمرک در گمرک تهران مشغول است و سومی دارای لیسانس مامایی در تبریز است. پسرم فرزاد نیز راننده است.

بناب پرس: خاطره ای از دوران معلمی تان را بیان کنید؟
از شهرداری استعفا داده بودم دلتنگ هم بودم، مثل زندانی که تازه آزاد شده است که نمی داند چکار کند؛ به اداره آموزش و پرورش رفتم، آقای دستبانی رئیس وقت گفت: آقای شرقی یک کلاس زبان گذاشته اند. گفتم آن کلاس را به من بدهید. گفت: باید آزمون بدهید اگر موفق شدید، می توانیم آن کلاس را به شما بدهیم. سه نفر بودیم من و آقایان احمدخانی و عباسی. روز آزمون فرارسید می رفتیم برای آزمون، دیدم آقای احمدخانی دارد میرود، همراه شدیم به من گفت: آقای عباسی در زبان خیلی مستعد است، استعداد قوی دارد، من اگر رد بشوم شاگردانم برایم خواهند خندید.
سؤالات باز بود و آقایان دشتبان و حسن مقدم نیز ممتحنین ما سه نفر بودند. امتحان را نوشتیم موقعی که از جلسه امتحان خارج می شدیم به آقای عباسی گفتم سؤال شرطی نوع سوم جور دیگر بود آن را چطور نوشتی؟ به من گفت چنین جمله ای اصلاً وجود نداشت، از آنجا پی بردم که قوبل شده ام. بالاخره من قبول شدم. و آقای عباسی الان هم همین قضیه را کراراً تأیید می کند.
بناب پرس: تفاوت نسل قدیم و نسل جدید چیست؟
حقیقت مطلب آن زمان یعنی در نسل قدیم چندان آگاهی وجود نداشت، دانش آموزان آن زمان نمی دانستند برای چه درس می خواند؛ مخصوصاً در طرفهای گزاوشت اصلاً علت اینکه چرا درس می خواندند نمی دانستند، در طرف مهرآباد کمی آگاه بودند. دانش آموزان امروزی در حقیقت نسل جدید آگاه هستند. علت عدم آگاهی مردم از نبود یا کمبود امکانات بود. اما امروز با توسعه انواع امکانات دانش آموزان نسل جدید دارند افق های دور را می بینند.
بناب پرس: توصیه تان به جوانان امروز چه می تواند باشد؟
از جوانان می خواهم بیشتر به درسهایشان توجه کنند، خودشان را متفکر بار بیاورند، سعی کنند بیشتر افراد مفید برای جامعه باشند. واقعاً خوشحال می شوم وقتی میبینم فردی برای جامعه مفید واقع شده ام.
بناب پرس: حرف آخر را بفرمایید؟
وضعیت پیش آمده در مملکت خیلی عذاب دهنده و دردناک است، مردم اکنون مشغول نارسایی های معیشتی هستند درگیر مسائل گوجه و پیازند، با افراد مختلفی که صحبت می کنم اکثراً محتاج هستند چند ماه است نمی توانند گوشت تهیه کنند. ای کاش دولت بجای مسائل حاشیه ای کمی بیشتر به مردم کشور توجه داشته باشد.